خرید بک لینک
فکر میکنم تنها راه تسکینم نوشتنه. وقت رو تلف کردهم و حالا دنبالش میگردم.میخوام بذارم هرچی میاد، تایپ شه.مرغ زیرک گر به دام افتد تحمل بایدش.مسئله عشقی نیست اما اون هم هست. به خودم وعدهی شادیآوری

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 9:36

عن من عنم عن عنباظلذادئبوتلغ.اعتمانلتبالبظییبلعه/.نوتئد

چقدر خستهم.

چقدر بدبختم.

الررالزلزلنتلتظیالبدالبدذطیبوننتالتلاب

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 9:36

خنک آن قماربازی

آدم باید فکر کنه که تهش یه چیزی هست. وگرنه که چرا اصولا باید بخواد که دووم بیاره؟

گریه میآید مرا

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 9:36

هی به خودم میگم الان میرم میام همهچی رو راه میندازم همهی کارا رو راستوریس میکنم؛ اما بدجوری گرخیدم. فقط عقبش میندازم از ترس. دوباره الان اینجوریم که نه، توانایی خودت رو به خودت ثابت کن.

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 9:36

خیلی کوتهبینانه میگم.

خوب شد امروز تعطیل شد که به کارای نشریه برسم و بتونم متنای بچهها رو ویراستاری کنم. اما که چی؟ توی این شرایط نشریه منتشر شه؟ آنلاین منتشرش کنم یه ویژهنامهی کرونا بهش اضافه کنم؟

ولی دستودلم به کار میره الان؟ میبرمش. یه کاریش میکنم. به خودم کمک میکنم. نشریه رو با همین مطالب و با ویژه نامهی کرونا، آنلاین میدم بیرون.

امروز قرار بود ساعت ده بیدار شم و دوازده بیدار شدم.

دوباره هم از ساعت سهونیم تا پنج خوابیدم.

برچسب: نویسنده: آتنا رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 9:36

صفحه بندی